حسابداری چه سادس

وبلاگی برای تعامل با دوستداران کتاب حسابداری چه سادس و آموزش حسابداری به ساده ترین شکل ممکن

شنبه 6 دی 1393 ساعت 18:05

آشنایی با حسابداری - بخش پنجم: حسابداران کیانند؟

حالا بیایید ببینیم اینقدر که حسابداری حسابداری کردیم، حسابدارها چه کسانی هستند. حسابدارا مثل اسمشون حسابها رو نگه می دارند. حساب پول توی جیب یا توی بانک، حساب قیمت خونه و ملک و مغازه و ویلا و زمین و آپارتمان، حساب قیمت میز و صندلی و هود آشپزخونه و کمد تو اتاق خواب و دوچرخه بچه ها و ... ، حساب پولی که از مردم طلب دارید ، حساب پولی که به مردم باید بدید، حساب وام هایی که دریافت کردید و کی و چقدر باید پس بدید، حساب قیمت وسایل و ابزار کار یه دکتر توی مطبش، حساب پول آب و برق و تلفن و اجاره خونه و در یک کلام هزینه هاتون، حساب پولی که از کار کردن در میارید و در یک کلام درآمدتون، حساب پولی که خودتون واسه مسائل شخصیتون بر می دارید و خرج می کنین و یا به بچه هاتون پول تو جیبی میدید، حساب حقوقی که به کارمندان و کارگرا وکارکنانتون می دید، حساب پولی که واسه تبلیغات شغلی تون می پردازید، حساب پولی که بابت حق بیمه خودتون، خونتون یا ماشینتون پرداخت می کنین و.... می بینین که حسابدار کارش همین دو دو تا چهارتا کردن همین پولهاییه که از بیرون میاد تو جیبتون و تو سراسر زندگیتون مثل خون پخش می شه و همه چی رو به همه چی ارتباط می ده و همه رو تغذیه می کنه. گفتم خون، آره پول تو رگ زندگی مثل خون تو رگ موجودات زندس. شاید خوشبختی واقعی با پول نیاد ولی همونطور که زندگی بدون خون امکان پذیر نیست زندگی بدون پول هم. البته حداقل زندگی ما انسانها که اینجوریه.

تازه داریم می فهمیم که همه ما تا الآن چه حسابدارای قهاری بودیم و خودمون خبر نداشتیم. اگه اینجوریه پس فرق ما با کسایی که شغلشون حسابداریه تو چیه؟ آفرین: تجربه. فقط همین. شاید بگین ما هم 40 ساله که داریم همین کارا رو انجام میدیم پس چرا به ما حسابدار نمی گن؟ من بهتون می گم که درسته ولی شما از ابزار مناسب استفاده نمی کردید. یعنی چی؟ یعنی اینکه به جای بریدن چوب با اره اونو می شکستین یا با چاقو می افتادین به جونش. حسابداری هم مث نجاری یه سری ابزار ساده و چند تا تکنیک ساده تر داره و یه خورده هم باید کمربندا رو سفت ببندین و به زمختیش عادت کنین. اونوقت شما و ذهن و مغز و عقلتون می شین یه کارخونه که اطلاعات مالی زندگی وارد اون می شه و حساب و کتاب از اون خارج می شه.

یه مثال دیگه بزنم:

فرض کنین که شما دفتر دار یه مدرسه هستید و تازه استخدام شدید. شما رو می فرستند توی یه اتاق (کلاس خالی) و یک ساعت به شما فرصت می دن تا 2000 برگه امتحان بچه ها رو به ترتیب کلاسهای اون مدرسه دسته بندی کنین و تحویل بدین. چیکار می کنین؟ بعله. اول چند تا نیمکت رو کنار هم قرار می دین. بعد روی نیمکت کاغذ می چسبونین و اسم شماره کلاسها رو روش می نویسین مثل اول 1 اول 2 سوم4 چهارم5 و ... و برای هر امتحان هم رو یه تیکه کاغذ دیگه مینویسین مثلا برگه های امتحان فارسی یا برگه های امتحان ریاضی و ... بعد تک تک برگه های امتحانی رو که حالا درهم و برهمه و قاطی پاتی شده رو دونه به دونه نگاه می کنین  و اطلاعاتی مث اسم دانش آموز شماره کلاسش و نوع امتحانی که رو برگه نوشته رو می خونین و بلافاصله اون برگه رو روی میز مربوطه و در قسمت امتحان مربوطه میزارید. بعدش تو یه برگه سفید دیگه ای که مربوط به اون کلاس و اون درسه مشخصات این دانش آموز رو با ردیف ثبت می کنین. این الگوریتم تفکیک 2000 برگه ی امتحانیه که تا تموم شدن برگه از اول تا آخر هی تکرار می شه. دست آخر وقتی کار شما تموم شد همه برگه ها بر اساس اسامی دانش آموزان مرتب شده و لیست تمام دانش آموزان و تعدادشون تو هر کلاس و درس و هر امتحان به صورت مجزا آماده تحویل و گزارش به مدیر مدرسس. حسابداری هم یه همچو الگوریتمی رو دنبال می کنه. الگوریتم که معرف حضور هست؟


حالا بیاین ببینیم بزرگترا چی گفتن:

حسابداران کسانی هستند که با استفاده از دانش، تجربه و ابزار مناسب ابتدا اطلاعات مربوط به فعالیت ها و رویدادهای مالی را شناسایی و اندازه گیری کرده و پس از طبقه بندی به پردازش آنها اقدام و در نهایت خلاصه اطلاعات را به شکل صورتها و یا گزارشهای مالی در اختیار تصمیم گیرندگان می گذارند.


نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :